تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501
درود.....................
دوباره این مائیم و این شما..........این شمائید و این داستان ما.....این داستان و این نظرات شما..

اگه بد بود به خوبی خودتون ببخشید..



-چخخخخ.....میبینی تو رو خدا.مائی كه 30 سالگی قصد ازدواج نداشتیم حالا باید تو سن 23 سالگی بزور باید برم تو خونه شوهر!!هی....حالا كاشكی بابام زورم میكرد..این كه بابای دوست
پسرت شوهرت بده خیلی زور داره..خیلی!!شوهرم بگو قند عسل!!دو كلوم فارسی نمیتونم باهاش حرف بزنم...داری منو ویروس؟؟

ویروس:اره بابا ادامه بده...تو فكر اوستام..خیلی گناه داره!

-آره خیلی گناه داره ولی منم خیلی خیلی گناه دارم مهدی(مهدیه..اسم اصلیه ویروس)

ویروس:چی چیو گناه داری...داری عروسی میكنی اونم با كی؟؟كیم هیون جون...

-مگه تو هم اونو میشناسی؟؟

ویروس:چه..چی فكر كردی؟دیروز وقتی به فرش گفتم رفت جد و آباد این یارو رو درآورد!

-وای نه..تو به فرشم گفتی؟دهن این بشر چفت و بست درست حسابی نداره!

ویروس:نگران نباش..بهم قول داده!مگه نه فرش؟(تل رو آیفنه)

فرش:اوهوم..قول دادم به غیر از فاطی به هیچكی نگم!(فاطی:نوعی جاندار كه تونایی انتقال
اطلاعات با سرعت 7000 كیلومتر بر ثانیه دارد )

ویروس:چاخان میگه...از دیروز تا حالا قرنطینش كردم!ولی حالا عروسیت كیه؟

-وقت گل نی!!45 دقیقه دیگه!

فرش:45 دقیقه دیگه عروسی میكنی و اینقدر رلكس داری حرف میزنی!!تو دیوونه ای بخدا!

-آره والا...بچه ها بای...به سالن رسیدم.امشب باهاتون تماس میگیرم.بای...

دیگه تحمل جیغ و قالاشونو نداشتم...ترجیعا تلفن و رو قطع كردم..هر چند مطمئن نبودم كه بعد اونهمه جیغ و دادی كه راه انداخته بودن متوجه قطع كرد .

رومو به طرف نسی كردمو گفتم:خب..دیگه داریم میرسیم خانوم ساقدوش..آماده انجام وظیفه هستی؟؟

نسی:البته عروس خانوم...اماده اماده..ولی نگار..تو مطمئنی؟؟

-به چی مطمئنم؟؟

نسی:مطمئنی كه میخوای با هیون جونگ ازدواج كنی؟؟

-
پدرم تا دو ساعت دیگه ازاد میشه...واسه چی مطمئن نباشم؟این همش یه ازدواج سوریه..ولی نسی این عكسا رو نشونت دادم؟دیروز با هیون گرفتمشون..ته خندس!

نسی:دیوونه دارم میرسیم..اونوقت تو داری به من عكس نشون میدی؟

-خوبه توهم..اقای كانگ(راننده)چرا اینقدر تند میرین!یواش تر...

اقای كانگ:خانوم!دیگه آرومتر این نمیشه..ولی چشم سعی خودمو میكنم كه شما دیرتر به مراسم برسید!

-هی تو...كی گفته من دوست دارم دیر برسم؟هان؟...اصلا ماشین رو بزن كنار..من دیگه یه مترم با ماشین تو جلوتر نمیرم!مردیكه ی...

نسی:نگار بسه...خب راست میگه دیگه..واس چی بهش می
پری!!

-بهت میگم نگه دار!!اه نگه دار دیگه!خش خش خش(دفاع شخصی با دسته گل عروس)

اقای كانگ:چشم خانوم شما نزنین من نگه میدارم..بیا..اهان!!






امروز یه قسمت دیگه هم میزارم...منتظر باشید



طبقه بندی: In The Fire،
[ جمعه 28 مرداد 1390 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ *Negar* ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :