تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501

سلااااااااااااااااااااااااااااام به دوستای نامردم!البته همه نه!

خیلییییییییییییییییی از دستتون ناراحتم!

نه نه صبرکنین اول تشکر کنم!اززززززززززززززززززز یگانه جووووووووووووووووووووونم بخاطر سورپرایزش!فوق العاده بود.خیلی خیلییییییییییی خوشحال شدم!دستت درد نکنه عزیزم!

حالا بریم سراغ شما!

یعنی چی آخه این وضع نظره؟فقط 14 15تا؟اگه نوشین نظر نمیداد که هیچی!

از اونایی که همون 14 15تا رو هم لطف کردن خیلی ممنونم.روحم شاد شد ولی واقعا این رسمش نبوداااااااا!

سعی کنین این پارت جبران کنین.دو پارت دیگه مونده تروخدا این دم آخری ناراحتم نکنین دیگه!

یه کم روحیه بدین!

هییییییییییییییییی فکم پوکید!

بفرمایین ادامه ایشالا که نظرم بدین!

بووووووووووووووووووووووووووس

دوستون دارم!

فصل چهاردهم

هییییییییییییییی....الوچی داری میگی واسه خودت؟همینطوری ترمز بریدی!!منظورت از این حرفا چیه؟

یونگی که به خودش اومده بود سعی کرد سویانگو آروم کنه و بهش بفهمونه که اونا پشیمونن!

سویانگ:پشیمون؟؟؟؟میفهمی چی میگی؟این عوضی(اشاره به هیون جان)داشت تورو میکشت!ممکن بود بمیری.اونوقت میگی پشیمونن؟به همین راحتی!؟

یونگی:اصلا تقصیر اونا نبوده!اینا همش نقشه های یکی دیگه بود!

سویانگ با شنیدن این حرف کمی آرومتر شد!

سویانگ:یعنی چی؟چه نقشه ای؟از طرف کی؟!

یونگ ماجرا رو براش تعریف کرد ولی اسم لی مین سو رو نبرد.فقط  گفت شریک پدرم!

هیون:البته تقصیر منم هست ولی خب من اون موقع هیچی نمیفهمیدم!!شما اگه جای من بودین چیکار میکردین؟

سویانگ:من واقعا متاسفم بخاطر رفتارم !نمیدونم شاید همینکارو میکردم ولی مطمئنن به همین راحتی هم همچین فکری راجع به دوستم نمیکردم!شما داشتین اونو میکشتین!یه لحظه فکر کنین اگر زنده نمیموند میتونستین خودتونو ببخشین؟

هیون سرشو پایین انداخت و عصبی دستشو لای موهاش کرد!

جونگ یواش تو گوش کیو گفت:

هه هه بیچاره یونگی!دختره موجیه!یه دقیقه پیش داشت هممونو میخوردا حالا چه منطقی و آروم شده!هه هه ...

کیو زد پس سره جونگ...

کیو:مرض آدم پشت سرش زنداداشش اینطوری حرف نمیزنه!

جونگ:نه بابا استاد اخلاقم که شدی.مبارک باشه!

کیو:سلامت باشی!

هیون:چی میگین شما در گوش هم؟

جونگ:هیچی بابا داشتیم درباره ی لی مین سو صحبت میکردیم که چرا میخواست این یونگی ما رو بفرسته اون دنیا!!

با این حرف سویانگ و هانی با تعجب به جونگ نگاه کردن!

سویانگ:تو چی گفتی؟

جونگ:ها...هیچی بخدا چرا اینجوری نگا میکنی؟من که داشتم از شوهرت دفاع میکردم!

هانی:تو ....گفتی....لی مین سو؟

جونگ:آها اونو میگی؟آره دیگه همش تقصیر اون نامرده که الان یونگ اینجاست وگرنه ک ما اینجا نبودیم داشتیم تو سالن رقص تمرینمونو میکردیم!

سویانگ:یعنی میخوای بگی....مین سو....این کارو کرده؟

هیون:دقیقا!حتی اون نقشه ی بدنام کردن یونگی و سانی هم کار اون بوده!

سویانگ و هانی با چشمای باز به یه نقطه خیره شده بودن!جملات هیون تو سرشون تکرار میشد....هضمش خیلی سخت بود....خیلی...

یونگ:سویانگ...هی سویانگ چت شده حرف بزن!

با کشیده ی یونگ به خودش اومد و اشکش سرازیر شد! 

بدون اینکه به کسی جواب بده کیفشو برداشت و رفت!هانی هم دنبالش!

هیونگ و کیو هم پشت سرشون رفتن!

یونگ خواست از جاش بلند بشه که نزاره برن ولی به محض اینکه پاشو روی زمین گذاشت از درد ناله ای کرد و نزدیک بود بیفته که جونگ گرفتتش!

جونگ:هی یونگ سنگ چت شد؟یونگ سنگ....

فورا زنگ بالا سرشو فشار داد!

پرستار وارد اتاق شد!

_چرا گذاشتین از جاش بلند شه؟!برین بیرون از اینجا اون باید فقط استراحت کنه!

یونگ آخرین چیزی که دید چهره ی نگران هیون بود که از اتاق خارج میشد!

هنوز داشتن راه میرفتن اوناهم دنبالشون بودن بدون اینکه حرفی بزنن!

بالاخره روی یه صندلی توی پارک نشستن ولی همچنان گریه میکردن!

کیو:آخه چی شد یه دفعه؟چرا انقد بهم ریختین؟!

هیونگ:هانی خواهش میکنم یه کلمه حرف بزن.آخه دلیلش چیه؟چرا انقدر خودتونو اذیت میکنین؟تروخدا به ماهم بگین چی شده؟

سویانگ:آخه چظور ممکنه....نه امکان نداره حتما اشتباهی شده...آره حتما همینطوره!

هانی:شاید...شاید شباهت اسمی بوده باشه!

سویانگ:آره درسته مطمئنم همینطوره!ببینم این لی مین سو که گفتین چیکاره اس؟

هیونگ:تا جائیکه میدونم چندتا شرکت و کارخونه ی بزرگ داره!شرکت BPR مال اونه!

سویانگ:وای خدای من!چرا....چرا اینکارو کرد؟!

هیونگ:ببینم نکنه شما میشناسینش؟

هانی:متاسفانه بله...میشناسیمش!

هیونگ:واقعا؟اینکه عالیه!میتونیم پیداش کنیم انتقاممونو ازش بگیریم!

کیو:شما چطور میشناسینش؟!

جوابی ندادن!

هیونگ:هانی....

هانی:خب اون...اون...اون...

سویانگ:اون پدرمونه!

کیو و هیونگ با دهن باز نگاهشون میکردن!به گوشاشون اعتماد نداشتن!

هیونگ تازه داشت همه چیزو میفهمید!قطع شدن ناگهانی حمایت های مالی مین سو، اصرار مین سو برای قطع رابطه پسرا با سویانگ و هانی و حالا هم این تصادف...

کیو و هیونگ دخترا رو تا نزدیک خونه رسوندن و برگشتن بیمارستان!

همه چیز رو برای جونگ مین و هیون گفتن.اونا هم شوکه شدن و اولش باورشون نمیشد!

جونگ:خوبه که یونگ خوابه وگرنه اگه میفهمید خیلی بد میشد!

هیون:ولی بیدار شد من همه چیزو براش میگم!

جونگ(با عصبانیت):دیوونه شدی؟!میدونی چقدر واسش سخته که بفهمه پدر کسی که دوسش داره این کارو کرده؟!

هیون:ولی اون حق انتخاب داره!اون باید خودش انتخاب کنه که انتقامشو از مین سو بگیره یا اینکه هیچ کاری نکنه و قید سویانگ رو بزنه!!

جونگ:ولی آخه...

هیون:هیچی نگو اون باید بدونه!حقشه!

وقتی یونگ بهوش اومد هیون رفت پیشش و خیلی آروم و شمرده همه چیزو براش تعریف کرد!ولی وقتی به چشمای یونگ نگاه کرد ترسید!به وضوح میتونست خشم و کینه رو توی چشماش ببینه!

هیون:یونگ سنگ....

یونگ:من انتقاممو ازش میگیرم!به هر قیمتی که باشه.درسته که اون پدر سویانگه ولی من انتقاممو میگیرم!بخاطر اون آشغال همه چیزمو از دست دادم.دوستامو،خانوادمو،سانی رو....کسی که از وقتی 5 سالش بود باهاش بزرگ شده بودم.اون مثل خواهر من بود هیون چطور میتونم از حقش بگذرم؟!

هیون:باید بسپریمش دست پلیس یونگ سنگ!

یونگ:نه امکان نداره!اون لعنتی خیلی راحت میتونه همه چیزو انکار کنه حتی اگه ثابت بشه که اون مجرمه بازم با پول میتونه همه چیزو به نفعه خودش تموم کنه همونطور که جواب آزمایشو عوض کرد.نه...من خودم باید این بازی رو تموم کنم!

با این حرف یونگ سنگ،هیون به خودش لرزید.تا حالا یونگ رو اینطوری ندیده بود. فکر میکرد اگه واقعیتو بهش بگه منطقی برخورد کنه ولی حالا....

هر چند که خودش هم کینه ی سختی از مین سو داشت ولی نمیخواست کار احمقانه ای بکنه که بازم کسی رو از دست بده....

یونگ:من میخوام الان مین سو رو ببینم!

هیون:حرفشم نزن!حتی نباید از جات بلند شی!خوبه دیدی 2ساعت پیش چ بلایی سرت اومدا!!! باید 10 روز بستری باشی!

یونگ:ولی من...

هیون:حرف نباشه.محاله بزارم تکون بخوری!

خب دیگه خماری هم که نداشت!پس برین نظر بدین وگرنه میزنم یه بلایی سر این هیونو یونگی میارمااااااااااااا....

خود دانید!

بای بای


طبقه بندی: Love & Hate،
[ پنجشنبه 27 مرداد 1390 ] [ 11:57 ب.ظ ] [ Atieh ] [ کجا کجا؟راه خروج از اینوره! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :