تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501

سلااااااااااااااااااام به دوستای گلم خوفید؟!الهی شکر!!!امروز پارت بعدی داستانمو براتون آوردم!!ببخشید اگه این چندروز اذیتتون کردم بخدا اینقدر این چندروز اعصاب خوردی داشتم که نگو اگه مهسا نبود کمکم کنه از پسش برنمیومدم!!البته بچه های دیگه هم کمک کردم از همینجا از همشون بخاطر همکاری که داشتند تشکر میکنم!!!اگه کمه ببخشید دیگه تقصیر خودتونه نظرا نسبت به چیزی که من گذاشته بودم خیلی کم بود!!حالا یه کاری بکنین ادامه ی داستان بیفته تابستون سال آینده!!!دیگه خودتون میبینید از من گفتن بود!!!!

اینم یه عکس از کیو برای طرفداراش!!!

Myup Image Hosting

یه دفعه پسرا دیدن جمعیت باز شد و همه به چیزی خیره شدن.این باور نکردنی بود!!!

دوتا دختر که سویشرت پوشیده بودن و کلاهشو رو سرشون کشیده بودن بطوریکه صورتشون رو نمیشد دید جلو اومدن!همه بهشون خیره شده بودن و تکون نمیخوردن.با شروع شدن آهنگ اون دوتا دختر کلاه سوییشرتو درآوردن و شروع کردن به رقصیدن.هرچه اونا جلوتر میومدن جمعیت راهو براشون باز میکرد!!

بله درست حدس زدید!یکی از اون دخترها آرتیمس بود و اما اون یکی؟!

وقتی آهنگ به اوج خودش رسیدن سریع سوییشرتشونو درآوردن و با پشتک واروونه پریدن رو سن!!

واقعا زیبا بودن و رقصشون محشر بود!روی سن جابجا میشدن و دیوونه وار میرقصیدن.با اینکارشون بقیه هم بوجد اومدنو شروع کردن به رقصیدن!!

بعد از اتمام آهنگ همه ی پسرا رو صندلی ولو شدن.اینقدر رقصیده بودن که حتی نمیتونستن از جاشون تکون بخورن!آترا و ته مین هم نشستند.هیون در حالیکه نفس نفس میزد پرسید:اون دختره که همراه آرتیمس میرقصید کی بود؟بنظر کره ای نمیومد!

آترا در حالیکه روی صندلی جابجا میشد گفت:خب اون..

حرفشو قطع کردو گفت:خودشون دارن میان.عجله نکنین الان میفهمین!

آرتیمس در حالیکه محکم کمر اون دخترو گرفته بودو میخندید اومد.

آرتیمس:سلامی دوباره به سونبه های عزیز خوبید؟زنده این؟

جونگمین:تو نمیخواد نگران ما باشی!دختر نمیگی با اینکارات آخر مارو سکته میدی؟

آرتیمس:زندگی من همیشه یه سورپرایز بزرگ بوده منم تصمیم گرفتم برای همه یه سورپرایز باشم.

ته مین اخمی کردو رو به اون دختر گفت:داشتیم دخترخاله؟!حالا بیخبر میای و میری؟!

دختر خنده ای کردو گفت:واسه چی خبر بدم؟!تو که همیشه سرت گرمه این آترای نامردم که هچی میمونه آرتیمس یار شفیق خودم!

آرتیمس:آخ گفتی دخترخاله!اینا که اصلا بفکر من نیستن خوبه حداقل تورو دارم!!!

ته مین:نگاه چه قیافه ی مظلومی به خودش گرفته!داشتیم آرتیمس خانوم؟!

آرتیمس:اوپا تو همون بری به شرکتت برسی بهتره الکی خودتو ننداز وسط!

کیو:آرتیمس نمیخوای معرفی کنی؟!

آرتیمس:آخ ببخشید سونبه بکل یادم رفت!خب آقایون جنتلمن ایشون رو که میبینید دختخاله و یار شفیق بنده آماندا هستن!!!همین امشب از آمریکا اومده!!

بعد روشو کرد طرف آماندا و گفت:خب دخترخاله این آقایونی که میبینی دوستان بنده هستن

و بعد یکی یکی پسرا رو معرفی کرد!

آماندا:بله بله کاملا بهتون میخوره خواننده باشین امیدوارم موفق باشین!راستی آرتی میخواستم یه چیزی برات تعریف کنم؟

آرتیمس:چی؟!

آماندا:اول بذار بشینیم کمرم خشک شد بخدا!

آرتیمس:باشه بشین بابا.

هردوتاشون نشستن و آماندا شروع کرد:آرتی چندروز پیش یعنی از خیلی وقت یه پسره گیر داده بود بهم طراح صحنه بود.اولین بار تو میامی وقتی که داشتم رو یه تبلیغ کار میکردم دیدمش.پسره خوشتیپی بود!یه روز اومد گفت ازم خوشش اومده ما من محلش ندادم!

چندماهی گذشت تا چندروز پیش که رفته بودم بیرون تو یه خیابون تنها گیرم آورد فهمیدم میخواد چیکار کنه اومد نزدیک و محکم کمرمو گرفت چشمت روزه بد نبینه یادت میاد اون حرکتی که استاد براون یادمون داده بود زدم بهش و کاری کردم بدنش قفل بشه!بدبخت افتاده بود زمین و هیچکاریم نمیتونست بکنه منم یه مشت مشت و لگد نثارش کردمو ولش کردم!!!

اینارو که میگفت آرتیمس از خنده ریسه میرفت و پسرا با چشمای از حدقه دراومده بهشون خیره شده بودن!یه دفه آماندا گفت:آرتی نظرت چیه دوباره اکیپمون رو تشکیل بدیم!

ته مین که تا اونموقع ساکت بود یه دفه با وحشت گفت:

ته مین:نه تروخدا فقط همینو کم داریم دخترخاله تازه از سرش افتاده جون خودت یادش ننداز!

آرتیمس محکم براش دست زد و گفت:براوو همین درسته منم دلم برای اون روزا تنگ شده!!!

آماندا:پس پیش بسوی جنگ!!!

هیونگ:ببخشید میشه یکی بگه اینجا چه خبره؟

آترا سرشو تکون دادو گفت:بدبخت شدین رفت!

جونگ با تعجب پرسید چطور؟!

آترا:این دوتا دشمن خونی پسران!دانشگاهم که میرفتن پسرا یه روز خوش از دستشون نداشتن حالا اگه بخوان کسیو اذیت کنن کی بهتر از شماها؟!

پسرا با وحشت به آماندا و آرتیمس خیره شدن!

آرتیمس:آترا حرف اضافی نزن!سونبه های گرامی ما تا کسی پا رو دممون نذاره کاریش نداریم اون روز هم اگه بهم نمیخندیدین بلایی سرتون نمیومد!

آماندا:وایسا ببینم چی شد؟کدوم روز؟!

آرتیمس براش تعریف کرد و آماندا تا میتونست خندید بعد که خندش بند اومد گغت:آرتی خیلی دوستتون داشته که فقط اینکارو کرده اگه باهاتون لج بود یه بلایی سرتون میورد که خودتونم نمیفهمیدید از کجا خوردید!!!

آرتیمس خندیدو گفت:چیکارشون داری؟!بذار خوش باشن!

بعد به دورو برش نگاه کردو گفت:پس ریچارد و جاستین کجا رفتن؟!

آترا:ریچارد خسته بود عذر خواهی کردو رفت جاستین هم همراش رفت.

آرتیمس:وای چه بد!!راستی آماندا اون آهنگارو بام آوردی؟

آماندا:هم اونا هم یه چیزای باحال!گوش کن حالشو ببر!!!

آرتیمس:آخ جون!بالاخره گیرش آوردم آهنگای آرمین هم هست دیگه؟!

آماندا:آره هست!!

آرتیمس:وای آرمین منو بگیر که اومدم!!!

و خودشو انداخت تو بغل آماندا!!

هیون:ببخشید یه سوال؟!آرمین چیه؟!

آرتیمس:آرمین یه کسیه چیز نیست!!آرمین یه رپر خیلی معروف ایرانیه که هم خوشتیپه هم خوش هیکل هم صداش خوبه...

اینارو میگفت و محاسنشو میشمرد تا یه جا که آماندا با آرنج زد تو پهلوشو گفت:بسه دیگه چقدر حرف میزنی!!

آرتیمس:دلم میخواد حسود خان!!!

پسرا بهت زده به اون دوتا نگاه میکردن!!!آرتیمس شیشه آبجو رو برداشت و یکم ازش خورد.همینجور که میخورد آماندا در گوشش گفت:اون پسره رو ببین داره نگات میکنه!!

آرتیمس چشماشو دور سالن چرخوند و گفت:کو کجاست؟

آماندا به یه گوشه اشاره کردو گفت:اونجا!!

آرتیمس نگاهش رو یه پسر قدبلند و خیلی خوشتیپ خیره موند!وقتی پسره دید آرتیمس نگاش میکنه یه چشمک بهش زد و یه بوس هوایی فرستاد!!

آرتیمس از عصبانیت قرمز شدو گفت:پسره بی حیای بی چشم و رو!بزنم فکشو خورد کنم!

هیون:چی شده؟!

جونگ:لطفا از این حرفا اینجا نزن بچه اینجا نشسته یاد میگیره!!

و به هیونگ اشاره کرد!

هیونگ:جونگمین تنت میخاره نه؟!

جونگمین:آره چجورم!!

یونگ:بسه دیگه....آرتیمس چی شد یه دفه اینقدر عصبانی شدی؟

آرتیمس:هیچی سونبه یه آشغال رو دیدم!!

آماندا:میای حسابشو برسیم بعنوان افتتاحیه اکیپمون!!

آرتیمس لبخند خیلی مرموزانه ای زدو گفت:چرا که نه؟پاشو بریم!!!

بعد همراه آماندا بلند شدندو به اون طرف سالن رفتند!!!

خب فکر میکنید میخوان چیکار کنن؟!!!

نظر بدید تا بفهمید!!

شب خوش!!!!!!!!




طبقه بندی: Fiery Love،
[ پنجشنبه 27 مرداد 1390 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ Yeganeh_Admin ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :