تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501
سلام من مریم هستم شما خواسته بودید قسمت بعد رو امشب بذارم منم كه بچه مثبت اومدم دلتونو بدست بیارم اما تعداد نظرات پایینه این یعنی داستان خوب نیست وكسی اونو نمیخاد ومن دارم وقت شمارو میگیرم پس اگه داستانو دوست دارید نظر هم فراموش نكنید در غیر این صورت بای بای هانی واقعا درمانده شده بودنمی دونست چی بگه یا چیكار كنه.اشكاش سرازیر شده بود .میترسید. دلش شكسته شده بود.دوتا كف دستشو به هم چسبوند وبا التماس به جونگ نگاه كرد.

- خواهش میكنم!

- الان دیگه دیره!!!!!!!!! ببین من از دختر اسون خوشم نمی اد وقتی مقاومت میكنی بیشتر خواستنی میشی هه هه .........

وای خدا این دیگه كیه چرا اینجوریه!!!!!!! هانی با جیغ :مامان .....مامان.........

جونگ خندید .یونگ با چشمای هیزش به هانی نگاه میكرد ومیخندید:مامانت رفته ددری...........هه هه هه.........

یكدفعه در باز شد وهیون از اتاق یونگ اومد بیرون .پشت سرش هم كیو وهیونگ اومدند.جونگ از روی هانی بلند شدوبه هیون خیره شد .هیون فقط به هانی نگاه میكرد . هانی ماتش برده بود .هیون به طرفش اومد هانی بلند شد وایستاد .سرشو پایین انداخت .هیون به اون نزدیك شد وخم شد تا اونو بهتر ببینه هانی خودشو عقب كشید. هیون با تهدید:

- نه مثل اینكه حساب كار دستش اومد .جونگ براش بسه!

- نه هنوز میتونیم ادامه بدیم تازه داره خوش میگذره ها ؟!!!

- گفتم بسه خودتو جمع كن .قرارمون فقط ادم كردنش بود همین.

هیونگ با خنده:هیون تو چرا ضد حالی جونگ مین گناه داره !بعد موزیانه میگه: جونگی جونم كمك نمیخواستی؟!!

هیون نگاه تندی به هیونگ میكنه هیونگ به سقف خیره میشه !!!!!!!!!

كیو با تمسخر: هیونگ سقف مشكلی نداره ها!

هیونگ با لودگی : به نظرم داره ها.

همه میخندند اما جونگ هنوز عصبانی وجدیه .ناگهان انگشتش رو به طرف در میگیره وبا فریاد :

- بیرون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

هانی میاد بره بیرون یونگ دستشو میگیره :كجا بچه! هنوز از جونگ مین معذرت خواهی نكردی.

هانی نگاه اشك الودشو به جونگ میدوزه . جونگ منتظره تا بشنوه اما یكدفعه هانی فرار میكنه ومیره بیرون.

هیون به رفتن هانی نگاهی میكنه:این دیوونه نبود؟!!!!

كیو- هست؟

هیونگ - ای با با ولش كنید جونگی بگو چه حسی داشت؟

یونگ : هیونگ بچه نشو.

هانی دوید طرف خونشون رفت داخل همه جا ساكت بود هیچ كس اونجا نبود رفت تو اتاقش نشست رو زمین نشست .جایی كه مامان لازم داشت وقتی كه دلش دست نوازشگر مامانشو می طلبید و زمانی كه احتیاج به امنیت شونه مادرشو داشت چقدر دوست داشت .............چقدر غرورش خورد شده احترامش شكسته شده وخجالت كشیده .چطور با اون پسر جنگید اما بازنده اصلی خودش شد !و اون لحظه اشكش واهش معنی درد عمیق تو وجودشو میداد .چقدر تو تنهایی شكستن سخته!!!!!!!!


















هیون :لطفا مارو ساپورت كنید.

فلش دوربینها خیره كننده بود .فنها جیغ میزدند .هیونگ از اینهمه شور به وجد امده بود!

جونگ - ما با تمام قدرتمون جلو میریم لطفا دست از حمایتمون بر ندارید و دوستمون داشته باشید.

هانی tv را خاموش میكنه وكنترول را با عصبانیت روی میز میندازه:

- هركی شما رو دوست داره دچار سوتفاهمه فقط همین






توی سؤل قراره یك فن میتینگ اجرا بشه ون قرار بود بیاد دنبال یونگ ویونگ منتظر بود. از اون اتفاق مدتها گذشته بودویونگ بارها هانی رو از دور دیده بود .سراغشو از مامان خودش گرفته بود و ما مانش گفته بود هانی چقدر عصبیه. یونگ احساس میكرد یكم زیاده روی كردند. شاید عذاب وجدانه وشاید........

هانی از خونه اومد بیرون سوار دوچرخه اش شد تا بره دانشگاه همزمان در خانه یونگ باز شد ویونگ امد بیرون. یونگ به هانی خیره شد .هانی خجالت میكشید

یونگ به ارومی: اهای تو......

هانی سوار دوچرخه اش شد وبا سرعت از اونجا دور شد.

ون به در خونه یونگ رسید .یونگ سوار شد :سلام رفقا

همه با هم :سلام تپل

- كوفت

كیو - یونگ سنگ این دختره هانی نبود نكنه هنوز زنده است!

- ازه متاسفانه خودشه و هنوز زنده اس

هیون - بریم دنبالش....هنوز حرفش تموم نشده بود جونگ زد توی سرش :میشه ساكت باشی؟

همه فهمیدند راجع به این قضیه نباید شوخی كرد وساكت شدند.




مادر هانی ومادر یونگ حسابی به خودشون رسیده بودندوسواره ماشین لوكسی شدندوطبق معمول با دوستان به مهمانی رفتند. بازم هانی تو خونه تنها بودو توی تنهاییه خودش غرق شده بودناگهان تلفن زنگ خورد. شماره خونه یونگ بود .حتما اون هم تنها بود .هانی با عصبانیت :

- حتما میدونه من تنهام میخواد اذییتم كنه وتلفن را از پریز كشید ورفت به اتاقش.صبح شده بود مادرش هنوز خواب بود هانی میره تو اتاق مامانش و یك جیغ بلند میزنه.مامانش سراسیمه بلند میشه:

- چی شده ؟ چی شده

- گشنمه !!!!!

- وای خدا قلبم دختر مرض داری شیرین عقل

- گشنمه

-برو یك چیزی كوفت كن دیگه چرا جیغ میزنی

تا نیای نمیرم

مامانش بالش را بر میداره وبه طرف هانی پرت میكنه .هانی جا خالی میده و در میره . مامانش با حوله میاد سر میز:

- تو چرا جیغ میزنی یهو دیوونه ای؟

- نه دیوونه نیستم فقط دوست دارم با مامانم صبحانه بخورم.

- برو بابا برو گمشو اه اه ...........

تلفن زنگ میخوره یونگ داره زنگ میزنه مادرش با داد :هانی گوشیو بردار

- به من چه !

- بذار خفت كنم بعد خودم جواب میدم!

- باشه باشه جواب میدم!




مكالمه دوطرفه

- بله

- سلام

- سلام

- هانی تو خوبی؟اره ؟

- اره عالیم دارم از خوبی پشتك بالانس میزنم! چیكار داری میخای قرار بذاری؟

- ببین من متاسفم

- تاسف. تو متاسفی تو جونگو سراغ من فرستادی منو خجالت دادی من میخاستم قضیه تموم شه وتو تازه شروعش كردی ومنو با دوستات تو موقعییت خجالت اوری قرار دادی تو تو ......... وناگهان اشكش جاری شد

یونگ سكوت كرد چیزی نداشت بگه

مادر هانی اومد :واه واه هه اینو چه عشوه میاد

- برو كنار ما مان

- چی چیو بروكنار بده به من اون وا مونده رو

- الو كی پشت خطه؟

یونگ دستپاچه میشه اما زود خودشو جمع میكنه

- سلام من یونگ سنگم.

- اوه سلام پسرم چیزی شده هانی چشه ؟

- نه اتفاقی نیفتاده!

- البته منم خر .كاملا مشخصه اتفاقی نیفتاده و با تحكم میگه : هانی چرا برات گریه میكنه؟

- میشه با هانی صحبت كنم ؟

- نه هانی داره گریه میكنه دهنش وا نمیشه.یونگ بگو چیكارش كردی البته خودشم اخلاق نداره ها ولی خوب حالا بگو چیكارش كردی؟

- هانی با فریاد : مامانننننن

- كوفتتتتتتت

- یونگ از ارتباط این دو خندش میگیره .مامان هانی متوجه خنده یونگ میشه ومیگه:

هی نكنه عاشق هانی شدی بگو به من اعتماد كن البته هانی هنوز كسی عاشقش نشده اما خوشحال میشه تو دوستش داشته باشی!

هانی جیغ میزنه . یونگ از ته دل میخنده :

- میشه هانی رو ببینم ؟

- اره !چراكه نه!بیا درحضورم ببینش قهوه هم بخوریم خلاصه صفا سیتسی!

.گوشیو قطع كرد اومد بره هانی باعصبانیت جلوش ظاهر شد مامان تو......تو........

- اه اه حالم بد شد برو دماغتو پاك كن حالا كه بعد عمری پسری خوشكل عاشقت شده میخوای فراریش بدی؟ها ؟





طبقه بندی: big blunder،
[ چهارشنبه 26 مرداد 1390 ] [ 12:13 ق.ظ ] [ Maryam ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :