تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501

سلام!

خوبید؟من که اصلا خوب نیستم!

خوب برید ادامه برای قسمت بعد تو اخرم براتون یه چیزی نوشتم حتما بخونید!

یکی از پشت دستشو گذاشت رو شونه پارمیس

پارمیسم برگشت یه جیغ خفیفی زد

من:چیه چی شده که همون جا خوشکم زد

مدیر:شما فسقل بچه ها می خواین منو گول بزنید؟!فکر کردید من نفهمیدم که مونا سالم سالمه؟!

سمیرا:هه هه فهمیدید؟حالا از کجا فهمیدید ما اینجاییم؟

مدیر:اونش دیگه بماند!حالا بریم؟

مونا:کجا؟

مدیر:شهربازی دیگه

روشان:جااااااااان؟!

کیانا:الحق که مدیر پایه ای هستی بویید که بریم

هیون:هی وایسید ببینم!کجا با این عجله؟

جونگ مین:برای چی باید وایسیم

هیون:فکر کنم که تغییر قیافه ای چیزی لازم باشه!

کیو:راست می گه راست میگه!

یونگ سنگ:خوب ما اینجا وایمیسیم تو برو کلاهی چیزی بخر بیا!

هیون:منم که........چی چی یه وقت خسته نشی!

جونگ مین:خوب راست می گه دیگه!اگه هممون با هم بریم میشناسنمون اگه تو تنها بری احتمالش کمتره!

مونا:لازم نکرده شما ها برید ما میریم

من:نوچ نوچ!واقعا

مونا:تو هم دیگه حرف نزن!شما ها اینجا بشینید ما میریم می خریم می یاریم!بریم کیانا

من:چرا من سمیرا تو برو

مونا:مگم تو یعنی تو!بعدم دستمو کشید با خودش برد

مغازه کلاه فروشی:

من:می گم مونا بیا این کلاه ها رو باراشون بگیریم!

مونا:کدوم اونا که شبیه سیب زمینین؟

من:اوهوم این طوری دیگه هیچ کی نمی شناستشون!

مونا:اهان اون وقت خانوم نابغه تو حاظری اونا رو خودت سرت کنی؟

من:نه دیگه واسه خودمون یه چیز دیگه می خریم!

مونا:چیش ولمون کن تو هم بدو بیا بریم که دیر بریم کلمون کندست

من:می گم مونا بیا اونا رو بیخیالشیم بریم با این پسرا که اونجا خوش می گذره ها!

مونا:ای مغز منحرف خجالت بکش!به جونگ مین می گما!

من:خوب برو بگو چی کارم می خواد بکنه

مونا:دیگه خوددانی حالاهم خیلی حرف می زنی راه بیوفت بریم

 

مدیر:اومدن!

هیونگ:اه چه عجب امدید

من:خیلی رو داری به جای اینکه تو بری ما رفتیم حالا هم

مونا:اینارو ول کن جونگ مین تو بیا می خوام یه چیزی برات تعریف کنم

من:اه مونا جونی داشتیم؟!بعد بع فارسی"به خدا اگه بهش بگی یا می کشمت

مونا"هان تو که اصلا نمی ترسیدی حالا چی شد؟

من"خوب می دونی فیسشو دیدم کمی تا حدودی ترسیدم

مونا"نمی گم ولی.........

جونگ مین:هی دارید چی می گید؟مونا تو چی می خواستی تعریف کنی؟

مونا:هیچی

کیو:یه سوال تخصصی داشتم رنگ کلاها رو بر چه اساس انتخاب کردید

من:اوه می دونی اینا همه بر اساس هنرنمایی های منه!

مونا:جانم برات بگه این خانوم مخ بنده رو خوردن تا اینا رو خریدن با این سوالاش

کیو:هان؟

مونا:نسشته برای من خوب کیو لباش این رنگیه این رنگ کلاه بهش می یاد پس این ئاسش خوبه!حالا گرفتی؟

جونگ مین:نمردیم دوست دختر هنرمندهم گیرمون اومد

من:بله پس چی فکر کردی حالا هم اگه سوالات تخصصی تموم شدی بریم تو

مدیز:وایسا هنوز مونده

من:بابا ولمون کنید من که دارم می رم تو بعد دست جونگ مینو مونا هم کشیدم با خودم بردم بقیه هم دنبالم اومدن!

 

خوب گفتم اینجا یه چند کلام باهاتون بحرفم!بچه ها می دونم داستانم خیییییییییییلی مزخرفه ولی خواهشا اگه زحمتی نیست کمکم کنید تا کمی بهتر شه اگرم که کلا دوسش ندارید بگید تا دیگه نزارم!به یگانه جونم بگم که پنلمو ببنده و الکی هی اینجا رو شلوغ نکنم من فقط برای شما دارم می زارم اما وقتی می بینم از این همه بازدید فقط 13نفر خوششون می یاد!در هر صورت اگه واقعا دوسش ندارید بگین تا من نزارم جون این روزا واقعا نوشتن برام سخته!

خوب دیگه اگر خواستید نظر بدید نمی دونم دیدار بعدی هست یا نه ولی تا دیدار بعد بااااااااااااااای


طبقه بندی: First Meet،
[ شنبه 22 مرداد 1390 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ Kiana ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :