تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501
درود.....
 خوب تا یگانه داستانو تو جدول زمانبندی  نذاشته ما از  فرصت استفاده  و فعلا داستانو ادامه میدیم.....

*لطفا نظرات رو حداقل به 20تا برسونید...وحشتناك اعتماد به نفس خونم افت كرده....


ویروس لقب دوستمه.....اسمش یه چیز دیگه است...


من الان متوجه شدم كه تو دوتا داستانی كه نوشتم شما هیچ تصوری از قیافه كاركتر ها ندارید



فرشته:
پس این كره كره كه میگن اینه...آره؟
ویروس:نه
پس اونه!!ولی چه اینجا باحاله..انگار اومدی تو یه دنیای دیگه!!مگه نه نگار؟
-بابا شما دیگه چقدر جو گیرین...بزار برسیم بعد شروع كنید!!ما هنوز تو هوا
پیما هستیما!!
ویروس:خوب انگاری هواشم با ایران فرق میكنه...نگاه كن آبی آسمونشم با آبی ایران فرق میكنه!
-به جای این روده درازیا بیاین برنامه مون رو چك كنیم!
فرشته:خوب برنامه چیه؟؟تا رسیدیم باید بریم سر كلاسا دیگه!
-نچ... طبق زمانبندی كه من كردم ما یك هفته تا شروع كلاسامون وقت داریم كه كارامون رو بكنیم...
ویروس:جدا!!! من كه میگم بیاین یه سئول گردی راه بندازیم....تا اونجایی كه من تو اینترنت سرچ كردم جای باحال زیاد داره...
-برای این چیزا وقت زیاد داریم...فعلا این اولویت بندی رو داشته باشید:
1
-پیدا كردن یه پانسیون خوب!!من قبلا آدرس چندتا رو تو ایترنت دراوردم...باید یكیشونو انتخاب كنیم!
2-شركت توی جلسات آشنایی با فرهنگ كره جنوبی در مقر انجمن ایرانی های مقیم كره!
فرشته:
شركت توی جلسات آشنایی با فرهنگ كره جنوبی!!!
-آره..این مهم ترینشه. برای اینكه خودمون در اونجا وقف بدیم لازمه با فرهنگشون آشنا بشیم...
ویرس:نگی...
پلیز ول كن!!!


ویروس:نگار...یعنی ما واقعا باید اینجا زندگی كنیم!!
نگاهی به دور بر اون سوئیت انداختم و گفتم:بد جایی بنظر نمیاد....یكم دست به سر و روش بكشیم بهتر از اینم میشه...مگه نه فرش؟
فرشته:مشكل من با تمیزی كثیفیش نیست نگار!مشكل من با 40 متر زیربناشه...اگه مشكل
پوله همین الان به بابام زنگ میزنم...ولی اینجا نه!!!
-كافیه....ما باید زندگی دانشجویی رو امتحان كنیم....من دیگه میرم اینو قولنامه كنم!
-ویروس:ولی نگار....
.
.
.
.
-یه هات چاكلت لطفا..
ویروس:برای منم یه شیر بستنی..
-فرش تو چیزی نمیخوری؟
فرشته:نه من رژیم دارم!!!
-تو دیگه چی ازت مونده كه بخوای آبش كنی...از وقتی كه من باهات آشنا شدم تو رژیم بودی...
فرشته:نمیخوام چیزی رو آب كنم!! میخوام همینجوری بمونم....فهمیدی؟؟
ویروس:اینو ولش كن...اوم راستی نگار تو این چند روزه دنبالشم گشتی؟؟
-دنبال كی؟
ویروس:همون
پسره كه تو نیویورك باهاش بودی!!همون كره ایه...
-آهان...آره دیروز یه سری به سایت ثبت احوال زدم...تو سال 1986 تقریبا 50نفر با این اسم ثبت شده..فكر نكنم شانسی داشته باشم..
فرشته:اهان....مگه تو نبودی كه میگفتی به خاطر اون نیومدی اینجا...نگاه كن با چه سرعتی دست به كار شده!!!
-میشه خفه شی...من برای درس اومدم اینجا برای درس...حالا هم میخوام از فرصتی كه برام
پیش اومده استفاده كنم و دنبالش بگردم...مشكلی داری!!
فرشته:فكر كنم باید جملتو ویرایش كنی در اصل باید بگی"من اومدم دنبال این
پسره و حالا هم كه فرصتش هست میخوام كنارش درسم بخونم" این بنظرت درست تر نیست؟؟
-تو هر جور میخوای فكر كن...مهم اینه كه خودم چه فكری میكنم!
ویروس:شما دوتا !!! شد یه روز رو بدون دعوا تموم كنید.بخدا هركی ببیندتون باورش نمیشه كه شما 8 ساله كه با همین..هر روز دعوا!!!(واقعا همینطوره)منه بدبختم بین شما دوتا گیر افتادم.ولی شماها!! برنامتون واسه امشب چیه؟
فرشته:هر چی شد...ولی مطمئنا
شركت توی جلسات آشنایی با فرهنگ كره جنوبی!!! جزء انتخابام نیست....از فكرشم حالم بهم میخوره..اه..تو چی نگی؟
-هر جایی كه شما رفتین...الان اصلا حس مخالفت ندارم!!


زیر لب نالیدم:نمیشه این نباشه؟؟
ویروس:چی چیو این نباشه!!!!بخدا رنگ كت شلوار گرفتی...جوری كه اگه الان جلوم لختم بشی بازم با كت شلوار تصورت میكنم...
-ولی قبول نیست....لباس شما دوتا از لباس من بهتره....اصلا من نمیام!!!
فرشته:به درك...نیا!!!فقط كارت اعتباریتو بده...خودت بگیر اینجا بك
پ.من و ویروس میریم!!
با یادآوری كارت امریكن اكس
پرس داخل كیفم احساس قدرت بهم دست داد....من میتوانم!!!
-متاسفم..ولی  كارتم بدون من جایی نمیره 
...به شرطی باهاتون میام كه بزارین به انتخاب خودم لباس بپوشم...اوكی؟؟
ویروس:ولی نگار....
-خوب من رفتم لباس ب
پوشم...شما هم بهتره به تاكسی زنگ بزنین كه معطل نشیم...
برگشتم برم لباس عوض كنم كه فرشته صدام زد:
فرشته:هی!!!
-چیه؟؟
فرشته:لطفا قابل تحمل باشه..

تو انتخاب لباسم نهایت تلاشمو برای حرص دادن اون دوتا بكار بستم:-یه كت دامن اداری خاكستری با یه كفش
پاشته 10 سانتی كه خیلی با قد 177 سانتیم جور درمیومد!!!موهامو هم گوجه كردم و چسپوندم بالای سرم....
-خوب من حاضرم...بریم!!
ویروس:نگار...تو با این لباسا نمیای! مگه میخوایم بریم بانك...خیر سرمون میخوایم بریم كلوب.
-من با اینا میام...مشكلی دارین نریم....
فرشته:باشه با اینا میریم....ولی به خدا اگه اونجا آشنایی بدی..ما برای خودمون ابرو داریما!!!
-آره خودمم تو فكرش بودم....تو اصلا با كلاس من جور در نمیای!!راستی ویروس....چه كلوبی میریم؟
ویروس:نمیدونم....اهان صبر كن اگهیش اینجاست:
كلوب شبانه استار:

خیابان....طبقه 60 هتل هیلتون
*توجه:این كلاب مخصوص اعضای وی ای
پی و دارندگان كارت امریكن اكسپرس میباشد


فردا هم احتمالا یه قسمت دیگه میزارم....
تا فردا....بدرود




طبقه بندی: What happened in the past،
[ سه شنبه 18 مرداد 1390 ] [ 09:25 ب.ظ ] [ *Negar* ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :