تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501

سلام به خوشملای گل خودم!

خوبید چطورید؟تابستون خوش می گذره؟ما رمضون چه طوره؟وای چه قدر سوال پرسید بریم سر اصل مطلب((داستان))دیگه نمی حرفم برید ادامه و نظر هم فراموش نشه!

 

سمیرا دو متر پرید هوا و گفت:وای مونا حالت خوبه

منم یه دونه زدوم تو سزش:ای واقعا که ایکیو جلبک یک مال تو به نیمم به زور می رسه خوب معلومه که خوبه اینم سوال بود

مونا:خوب حالا که تا این مرحله رفتیم بقیشو چه کار کنیم؟

روشان:خوب اینکه کاری نداره الان مدیر حواسش نیست سریع جیم می شیم و بعدم که ازادی؟

من:هی وایسا ببینم پس پسرا چی می شن

مونا:راست می گه نمی خوای که اونا این جا بمونن؟

پارمیس:وای اونا کیلو چنده(ای نامرد!)الان باید دریم وقت نداریم

سمیرا:بابا یه چیزی می گیا این دوتا بدون اقاهاشون؟!

مونا:خفه شو!مگه فقط اون دوتا هستن؟!

روشان:بابا تو رو خدا بی خیل پاشید بریم الان مدیر می یادا

من:نوچ من نمی یام باید پسرا هم با هامون بیان

پارمیس:خیله خوب نیای!مونا توهم اگه می خوای نیا ما می ریم شما هم بمونید ور دل پسرا

من:اونوقت اگه شما برید اقای مدیر ما رو وادار می کنه به اعتراف و ............

سمیرا:خیله خوب بابا ول کنید با پسرا می ریم فقط بجنبید تا دیر نشده!

دم در اتاق پسرا:

در زدیم و بدون این که منتظر جواب بمونیم رفتیم تو روشان داشت در باز می گرد که یهو یکی از پشت در داد زد:هی هی وایسا یه دقیقه من بیام بیرون بد اومد بیرون

من:اه یونگ سنگ تویی؟!

یونگ سنگ:نه خرگوش جونگ مینم!

من:ایش به من نزدیک نشو الان..............

یونگ سنگ:این رو تو داری

من:نه سنگ پا قزوینه

کیو:جان چی چیه؟!

روشان:سنگ پا بوسان می دونی چیه؟

هیونگ:مگه بوسان سنگ پا داره؟!

مونا:همگی ساکت!

سمیرا:خوب پسران گله گلاب بدویید حاظر شید می خوایم دریم!

هیون:جان چه کنیم

من:یعنی اینم نمی دونی؟!می خوایم دریم!جیم شیم!

جونگ مین:اونوقت چه طوری؟

مونا:به راحتی!یواشکی از در اینجا می رویم بیرون!

جونگ مین:به همین راحتی!واقعا که نابغه ای بعد اونوقع چه بهونه ای واسه مدیر بیاریم

من:بابا اونکه اسونترین مرحلست!کاری نداره که می گیم مونا رو بردیم بیمارستان.بعد از این که از اینجا رفتیم بیرون یه چند ساعتی بیرون می چرخیم بعد برمیگردیم می گیم همین الان مرخص شده!

کیو:به نظر ساده می یاد!

روشان:ای قربون ادم چیز فهم!حالا بچنبید تا مدیر نیومده

بالاخره با هزارتا بد بختی از اونجا اومدیم بیرون!بیرون از سالن فیلمبرداری:

یونگ سنگ:خوب حالا که اومدیم بیرون چه کنیم؟!

پارمیس:ما که اینجا هارو بلد نیستیم نمی دونیم کجا خوبه شما بگید!

کیو:اخه چی بگیم؟

مونا:بریم شهربازی!

من:اریا منم موافقم بریم

هیونگ:منم همین طور

من:خوب پس حله!جونگ مینم که موافقه!رای با اکثریت سمیرا و روشانم که همین طور!

هیون:اخه شهربازی خیلی شلوغه!اگه بفهمن!

جونگ مین:بابا سخت نگیر یه کلاهی چیزی از همون جا می گیریم کسی دیگه نمی شناستمون!

هیون:ولی

هیونگ:ایش!ضد حال نباش بیا دیگه حال می ده

هیون:خیله خوب بریم!بیاین با این اتوبوسه بریم مقصد شهربازیه!بدویید!

همه با هم:حمله!!!!!!!!!

تو اتوبوس:

یونگ سنگ:خوب حالا اونجا قصد دارید چی سوار شید دخترا!

ما با هم:ترن هواییییییییییی!

جونگ مین:خوب حالا!

هیونگ:حالا نمی شه یه چیز دیگه سوار شید؟

من:نه اصلا و ابدا!چرا باید یه چیز دیگه سوار شیم؟

هیونگ:اخه می دونید واسه روحیه ی لطیفتون بده

مونا:نه بابا!

هیونگ:جان تو!بابا حالا یه چیز دیگه سوار شید!ماشینی چیزی

من:نوچ نمی شه!بگو ببینم مشکل تو با ترن هوایی چیه؟نکنه می ترسی؟

هیونگ:نه خیرم

سمیرا:خوب پس........

بالاخره رسیدیم شهربازی همین که هممون از اتوبوس پیدا شدیم یکی از پشت دستشو گذاشت رو شونه پارمیس

پارمیسم برگشت یه جیغ خفیفی زد

من:چیه چی شده که همون جا خوشکم زد!

خوندید خوشتون اومد؟فکر می کنید اون یه نفر کی بوده؟!

نظر فراموش نشود!می دوستمتونتا بعد بااااااااااای




طبقه بندی: First Meet،
[ سه شنبه 18 مرداد 1390 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ Kiana ] [ دستموزدمو بده بیاد! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :