تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501
دروووووووووووووووووووووووووود..........
با اجازه بانوی اعظم یگانه خاتون گل!!!!(خارج نوبت دادیم اینو)
من امروز با یه داستان جدید اومدم به اسم..............در گذشته چه اتفاقی افتاد؟؟؟(كیف كردین اسمو....تو حمام انتخابش كردم!!!!....)
داستان قبلی هنوز تموم نشده ولی چون تو یه سیاهچال فكری دربارش قرار دارم فكر نكنم به این زودیا بزارمش.....

ولی خدایی بازی دیشبو دیدین..:شاهین چی كارش میكنه..خونه خرابش میكنه...هه هه هه(بی شوخی خودم دلم میخواست مساوی شه چون دوتاشونو دوست دارم..)

این داستان نسبت به قبلی تفاوت زیادی داره...نه نداره...نه داره.....اصلا خودتون برید ببینین داره یا نداره!!! 

 
نگار:
-نگار.. حالا مطمئنی بری ضایع نمیشی؟؟؟
-راست میگه....فكر كن میری تو میگی سلاااااااام!!!بعد یارو برمیگرده میگه شما؟؟؟
یه نگاهی به اون دوتا میندازم و میگم:میشه لطفا خفه شید....برای بار صدم. من بخاطر اون نمیرم!!صحبت آیندمه ها!!! نمیشه كشكی كشكی سر یكی كه ده ساله ندیدمش بلند شم برم كشوری كه آدماش بزور انگلیسی میفهمن....من دارم میرم اونجا درس بخونم!!درس!فهمیدین؟؟
فرشته:خانم..یه سوال!! شما كه اینقدر به فكر آینده ی خودتون هستید..چرا میخوای بری كره!اونم بعد اون همه
پیشنهادای تاپ؟؟؟
-اون كه كاملا واضحه..اگه شما دوتا..فقط یكم از خودتون از خودتون عرضه نشون میدادین...الان هر سه مون تو راه آمریكا بودیم!!!
ویروس:كه بخاطر ما موقعیت عالیتو از دست دادی!!! آهان؟؟
-اوهوم...
ویروس:فری نگاش كن داره بخاطر رفتن به كره سرمون منت میزاره!!!ما با نبود تو مشكلی نداریم...هرررررررری!!
فرشته:تصدیق!!هرررری...
-اوف..حیف شد دیر گفتین...دیگه كارا انجام شده...نمیشه كاریش كرد...مجبورم باهاتون بیام!!!اه..
ویروس سرشو جلو اورد و گفت:نگی جون من بیا این
پشت گوش مارو یه دستی بكش!!!بنظر تو مخملیه؟؟
-صبر كن..اهان..حالا كه دقت میكنم میبینم....آره مخملیه..حالا منظور؟؟
ویروس سرشو از روی تاسف تكون میده و میگه:هیچی...محض شوخی بود!!

                           *********************************
فرشته:میگما!!!فكر میكنی اونجا چجوری باشه؟؟
-یعنی چی چجوری باشه؟؟فضا كه نمیریم...همه چیزش مثل ایرانه با چندتا تفاوت كوچیك!!
فرشته:چه تفاوت هایی؟؟
-مثلا آب و هواشون..سیستم مدیریتیشون..نزادشون..موقعیت جغرافیاییشون و فرهنگشون و یه سری چیزای دیگه!!
فرشته:اوهوم....نگااار؟
-باز چی شده؟؟
فرشته:من میترسم....یعنی اونا با ما چجوری رفتار میكنن؟؟
-چه میدونم....لولوخرخره كه نیستن مثل ما آدمن!!حالا مثل ویروس بگیر بخواب تا وقتی رسیدیم سرحال باشی!اوكی؟
فرشته:باش!!!ولی نگااار؟
-دیگه؟؟بخدا خوابمه فرش!
فرشته:خوب حوصلم سررفته!!كی میرسیم؟؟
(نگار رلكس باش..هیچی نشده فقط به سوالش جوابش بده...اوكی؟)
-تا دو ساعت دیگه!
فرشته:دو ساعت.........نگاااار؟
.
.
.
.
میدونم كم بود....اینو گذاشتم تا اگه مورد استقبال واقع شد ادامش بدم....



طبقه بندی: What happened in the past،
[ سه شنبه 18 مرداد 1390 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ *Negar* ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :