تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501

هی وای من!چشام بابا قوری شد!

ای خدا!

هی وای من!

ساعت 11 و نیمه!

اه!

خوابمان می آید!

ای مرگ بر سفیر با این کلاسایه نصف صبحیش!

خب دیگه تا به دیار باقی نرفتم برید ادامه!

راستی شمارش معکوسه ها!

2 فصل مونده!

 

 

من:ماشینو نگه دار!

جیم:چرا چرتو پرت می گی؟می خوای تو خیابونا بچرخی؟

من:به تو ربطی داره؟

جیم:نمی خوای که همه چی رو خراب کنی؟

من:نه!فقط نمی خوام تا روز برگشت ببینمت!

جیم:می خوای هتلتو عوض کنم؟

من:خفه شو می گم ماشینو نگه دار!حرف اضافه هم نزن!

جیم:باشه باشه داد نزن!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتی مطمئن شدم جیم رفت یه تاکسی گرفتمو ادرس خونه ی قدیمیمو دادم!

جلویه در پیاده شدم!

خونه هیچ تغییری نکرده بود!

حتی هنوز ماشینمم تو حیاط پارک بود!

درو باز کردمو رفتم تو!

نگهبان آمد جلو و گفت:ببخشید شما....!ای خانم جونز چه عجب؟خوش آمدید!

من:چه خبر!

ـ هیچی جز نامه هایی که مدام براتون پست می شد!

مننامه؟از کی؟

ـ الان براتون میارمشون!

رفت و با یه جعبه پر نامه آمد!

اسم فرستنده ها رو نگاه کردم!

هیون...هیون....هیون.....هیون.....هیون.....هیون.....!همشون از هیون بود!داشتم همرو می ذاشتم تو جعبه که یه پاکت دیدم که رنگو مدلش با بقیه فرق داشت!

پاکتو از زیر بقیه ی پاکا کشیدم کنار!

فرستنده:پارک جونگ مین!

با تعجب نامرو باز کردم!

با سلام و عرض ادب پارک جونگ مین هستم!  

عضو محبوب دبل اس!خوبی شما!؟؟؟              

سارا واقعا معذرت می خوام!                        

حالا که فکر می کنم می بینم نباید می ذاشتم بری!

واقعا متاسفم....!                                       

سارا امید وارم این نامه بهت برسه!              

سارا زود برگرد!                                    

دلم می خواد وقتی برگشتی بازم ببوسمت!      

نمی خوام دیگه از دستم بدی!                     

یعنی نمی خوام دیگه از دستت بدم!               

با تمام وجود دوست دارم سارا!                   

اگر  برگشتی  دوس دارم  اولین کسی  باشم که

می بینمت!                                           

می خوام یبار دیگه ببوسمت!                     

                 

                     تنها عشقت پارک جونگ مین

آمدم!جونگ مین برگشتم!متاسفم!من نمی خواستم هیونو ببوسم!عشق من تویی!

نامرو بغل کردم!

اشکام آروم آمدن پایین!

رفتم تو خونه و شماره ی جیم رو گرفتم!

من:جیم تو فردا برگرد!

جیم:1ـسلام!2-کجایی؟ 3-عجیب شدیا؟4- چرا؟ 5- بدن تو!

من:داستان نباف!من تا هفته بعد شایدم 2 هفته دیگه می آم!

جیم:نمی شه!

من:همین یه بار کاریو که می گم بکن!

جیم:فردا نه ولی پس فردا می رم!

من:ممنون!

تلفونو قطع کردم!

لباسامو عوض کردم و رفتم سوار ماششین شدم!

مستقیم رفتم دفتر!

دفتری که خودم منتقل کردم اینجا!و حالا یه شعبه از شرکت بود!

رفتم تو اتاقم!

لباسام!لباسایی که جونگ مین خریده بود و واسه مسخره بازی یه نامه هم همراهش گذاشته بود!

اون لباسایی که تو اون مدت تو خونه ی دبل اس تنم بود!

توی کمد دفترم بودن!

دوباره اونارو پوشیدم!

شماره ی هیونو گرفتم!

بعد از 3 یا 4 تا بوق هیونگ(توجه شود هیونگ)جواب داد!

هیونگ:بفرمایید!

من:من سارام گوشی رو می دی به خود هیون؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گوشیم زنگ خورد!

هیون:هیونگ اون گوشی رو بر دار من تو حمومم!

داشتم حولمو تنم می کردم!

که هیونگ یهو داد زد:هیون بیا سارا!

سریع حولمو تنم کردمو رفتم پایین!

گوشی رو از هیونگ گرفتم!

سارا:سلام!

یون:سلام!

سارا:نمی دونم چرا اون حرفارو زدی ولی فعلا دارم طبق چیزی که تو گفتی پیش می رم!

هیون:متاسفم!نمی خواستم!یهویی شد!

سارا:آهان راستی!عصبانی!منم الان عصبانیم!و این که هیون من الان هیچ علاقه ای بهت ندارم!

هیون:ولی سارا!

سارا:ساکت!خواهش می کنم!

هیون:ولی من عاشقتم سارا من تورو می پرستم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

صدایه هیونگو که شنیدم رفتم سمت اتاق هیون تا بفهم چی دارن به هم می گن!ولی یه کم دیر رسیدم!

 

هیون:ولی من عاشقتم سارا من تورو می پرستم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

من:ولی باید یه چیزیرو بدونی!

هیون:چی رو!؟

من:من جونگ مینو دوست دارم!من هیچ علاقه ای به تو ندارم!

هیون:منو دوست نداری و چونگ مینو....

من:درست شنیدی!یادته بهت گفتم می دونی چرا رفتم؟

هیون:آره چرا؟

 

من:چون نمی خواستم جونگ مین آسیب ببینه!نمی خواستم تو هم آسیب ببینی!چون از خودم مطمئن نبودم!

هیون:اهان یعنی الان مطمئنی؟

من:آره ولی دیگه نمی تونم!کاری کردم که نباید می کردم!

هیون:و اونی که انتخاب کردی و دوست داری جونگ مینه؟

من:آره!!

هیون:اون لحظه اون حرفی که به جونگ مین زدم واسه این نبود که عصبانی بودم!واسه این بود که نمی خواستم از دستت بدم!دروغ گفتم تا همیشه مال خودم باشی!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جونگ مین کاملا گیج شده بود!سر در نمی آورد چی دارن می گن!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جونگ مین:منظورت از این حرفا چیه کیم هیون جونگ؟!!!

 

 

 

 

 

!به خودتون بقبولونید که می تونید نظر بدید!

 




طبقه بندی: I hate U but I love U،
[ دوشنبه 17 مرداد 1390 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ Golnoosh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :