تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501
با عرض سلام و ادب و سایر مخلفات و با اروزی قبولی طاعات و عبادات شما خواهران و برادران دبل اسی پست خود را شروع میکنم.
خب اول از همه ای شما خواهران چرا نظر نمیدید بنده دارم کچل میشم هی وای من
اینم پارت پنجم داستان برید نظر ندید....میدید دیگه من اون سه نقطه رو نگم....
افرین برو ادامه

چند بار پشت سرهم پلک زد و کم کم تصویر مبهم روب روش داشت براش واضح میشد که چشماش سیاهی رفت.
-کیت حالت بهتره؟
و احساس کرد گرمی دستای یکی دستاش رو گرفت.سرشو برگردوند تا ببینه کیه.
-دهنت رو باز کن.
کیت با تعجب داشت نگاش میکرد.
-نگو که میخوای فقط منو همینجوری نگا کنی.
کیت با صدای
 که بیشتر شبیه یه ناله بود گفت-کیو جونگ
**************************************

هیونگ  لب تابش رو گذاشته بود روی میز داشت باهاش کار میکرد ویونگ سنگ و کیوجونگم داشتن والیبال بازی میکردن.جونگ مینم با هیون داشت کبابارو باد میزد.
هیون-هیونگ عزیزم بد که نمیگذره.
هیونگ-چرا یه ذره گرمه.
جونگ مین-الهی وبعد باد بزن شروع کرد به باد زدن هیونگ اونم چشماشو بست و داشت لبخند میزد که جونگ مین با ابد بزن زد تو سرش.
هیونگ-ای چیکار میکنی؟
جونگ مین-نوازش مادرانه.
هیون-نوازش پدرانش کن یکیم حالش جا بیاد.
هیونگ-اا نکنی ها چیکار کنم...
که مدیر اومد توی میحوطه ویلا...
مدیر-سلام خب من زود میخوام برم فقط بچه ها ما احتمالا دو روز دیگه برگردیم کره برای شب اخر انجا یه مهمونی گرفتن که همه گروها هستن.البته هیچ خبرنگاری نیست یعنی یه مهمونی عادیه دیگه میتونید راحت باشید.اها کیت اینجاست؟
هیون-نه مگه قراره باشه.
مدیر-نه چون پیش بچه های تدارکاتم نبود.گفتم شاید اینجا باشه چون واسه گردن هیونگ خیلی نگران بود.
هیونگ لبخندی زد و گفت-واقعا؟
مدیر-اره اگه دیدش بگید بچه های تدارکات شب نمیمونن دارن برمیگردن اگه میخواد باهاشون بره بگید بیاد تا براش قضیه مهمونی رو بگم.
جونگ مین-مگه اونم دعوته؟
مدیر-مهمونه ویژه منه.راستی سریعتر یکیتون پیداش کنه و بهش بگه بیاد پیشم.
******************************
از ویلا اومدم بیرون دستامو تا ته کردم تو جیبم نگاش کردم کنار اب وایساده بود و لبخند میزد ناخودگاه منم مجبور شدم لبخند بزنم اروم رفت تو اب مثه بچه ای که دیدن دریا وسوسش میکنه تا بره توش میموند مثه بچه ها میمونه تو لحظه زندگی میکنه هر کاری میکنه.وایساد رو یه تیکه سنگ دلم میخواست داد بزنم چرا همش حواست به اونه چرا مگه من چیم از اون کمتره ...که از روی سنگ افتاد تو اب با تمام قدرتم دوییدم طرفش.بی حرکت تو اب افتاد بود بغلش کردم شاید اگه میدونست بغله کیه نمیموند شاید اگه میدونست بغله پارک جونگ مینه.... 




طبقه بندی: My Immportal،
[ سه شنبه 11 مرداد 1390 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ *Zahra* ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :