تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501

هه هه سلام!

مرسی!

ای من فدایه سکرت جونم و هانی جونو و بقیه یه دوستانه پر نظر بشم!

ای بابا!

دیگه ما دادیم به داستان پایان می دهیم!

یعنی الان من داستانو کامل نوشتم!

شما 4 فصل عقبید!

من دیگه هر دفه نمی گم!

ولی آقا نمی ذارم!

آهان یه وب هست که به همه توصیه می کنم برن!

یه وب تازه تاسیسه!

نیاز به همایت داره!

ما هم که همیشه پشت همیم!

خیلیل از داستانسش تعریف کردن برید بخونید!

kimbumshakiba.blogfa.com

اینم از وب شکیبا کش رفتم!(جان من دیده بودید واسه عکسم منبع بده کسی؟)

می دونم همه دگر گون شدید!

حالا بودو ادامه!

زل زدم تو چشمای هیون!

باورم نمی شد!!!یعنی واقعا هیون بغل من نشسته!؟؟

چند دقیقه ای می شد که زل زده بودم تو چشاش!

دستاشو جلویه صورتم تکون دادو گفت:

هیون:سلام من کیم هیون جونگ هستم!

همون لحظه جیم آمد و گفت:اه دختره ی احمق کدوم گوری رفتی؟یه ذره عقل تو سرت هست؟نکنه می خوای بزنب زیر همه چی؟اینم یه تیکه از نقشس و تو باید بهش عمل می کردی؟فکر می کنی هر کاری دوست داری می تونی بکنی؟

هیون پا شدو گفت:سارا می شه معرفی کنی؟

جیم:این دیگه کیه دوستم پیدا کردی؟

سارا:ایشون کیم هیون جونگ اند یکی از خواننده هایه کنسرت!

جیم بی توجه به حرفم دستمو کشید و منو برد بیرون و پرتم کرد تو ماشین!

هیون محکم جیم رو حل دادو با مشت کوبوند تو سرشمنو با خودش بردو از در مخصوص خاننده ها رفتیم تو اتاق مخصوص خودشون!

هیون:تو ازدواج کردی؟اه یعنی نامزد داری؟

سارا:نه!

هیون:پس اون عکسا!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سارا:نقشه ی جیم بود!

هیون:پس من باید یه چیزی بهت بگم یعنی باید یه کاری بکنم!

تا خواستم جوابشو بدم منو کشید جلو و منو بوسید!

هماهنگ با این کار در باز شد و من هیونو از خودم جدا کردمو محکم کوبوندم تو صورتش!(دختره مگه سادیسم داری؟)

هیون:سارا تو چت شده!

من:بعد از 4 سال این تنها کاریه که می تونی بکنی؟

هیون:سارا!!!!!!!!!

من:می دونی واسه چی رفتم؟

هیون:نه واسه چی؟واسه چی رفتی و هیچ خبری به ما ندادی؟

حالا داشتم گریه می کردم!

برگشتم از در بیام بیرون که دیدم کیو یونگی و هیون دارن نگاهمون می کنن!بازم جونگ مینو ندیدم!تنها وقتی که تونستم ببینمش وقتی بود که رویه صحنه بود!

ــــــــــــــــــــــــــــــ

کیو:دلیل لب دادنت به سارا چی بود!

هیون:من دوسش دارم!

کیو:پس!!!!!!!!!!

جونگ مین:تو کی رو دوست داری؟

هیون:دست از سرم بر دارید دارم می گم دوسش دارم!من دوسش دارم!

جونگ مین کوبوند تو صورت هیون و گفت:همیشه مثل احمقا بودی!

یونگ سنگ:هیون اگه یه بار دیگه تکرار کنی به جز سارا او جونگ مین از ما هم یکی می خوری ها!(دوستان آروم)

هیون:عاشق شدن گناهه!؟تو هیونگ تو تا حالا مگه عاشق سو مین نشدی؟حالا فقط واسه من گناهه؟

جونگ مین:گناه تو اینه که یه دزدی!(عسل خان از شما بعیده)

هیون:دزد؟حرف مفت نزن!

جونگ مین:وقتی سارا با من بود تو اونو بوسیدی!هیچی بهت نگفتم!

هیون:سارا هیچ وقت با تو نبود!

جونگ مین رفت جلو که هیونو بزنه که کیو و هیونگ گرفتنش!

هیون:هه هه کی خوای منو بزنی؟بیا!بزن!

جونگ مین:کیو ولم کن می گم ولم کنید!

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

داشتم از در می رفتم بیرون که صدایه داد جونگ مینو شنیدم!

جونگ مین:کیو ولم کن!می گم ولم کنید!

برگشتم سمت اتاقشون!خودمم نمی دونم چرا(آره جئن عمت!)

در باز بود!جونگ مین داشت داد می زد:عوضیه دزد!بی شعور بی لیاقت!اگه دوست داری به کسی لب بده بده ولی نه به دختری که مال من بود!

هیون:دختر تو؟اون دختر هیشکی نیست!ندیدی نامزدش اومد دنبالش!؟واسه همین از پیش منم رفت!(داداش چاخان؟)

جونگ مین آروم شدو گفت:چی؟

هیون:همین که شنیدی!

جونگ مین به دیوار تکیه دادو نشت !یه قطره از چشمش آمد پایین!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هیون تو فکرش:پسره ی احمق!سارا مال منه!فقط من!کاری می کنم که دیگه نتونی اونو واسه خودت بدونی!

بعدم گفت:دختر تو!اون دختر هیشکی نیست!ندیدی نامزدش آمد دنبالش!؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جونگ مین

صدایه هیون تو گوشم می پیچید!نمی تونستم جلویه خودمو بگیرم!همه یه نیروم از دست دادم!سارا داشت ازدواج می کردو ما داشتیم دعوا می کردیم!احمقانس!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به جونگ مین نگاه کردمو آروم گریه کردم!رنگش پریده بود!دقیقا مثل اوندفه!اوندفه که کنار تختش حالش بد شد!

کیو:هی جونگ مین خوبی؟

یونگ سنگ:پسر خوبی؟

هیونگ:چرا این ریختی شدی؟

جونگ مین دستشو گرفت به دیوار تا بلند شه !دو سه قدم که آمد جلو تعادلشو از دست داد!دویدم سمتشو افتاد تو بغلم!

________________

هه هه هه خماری!

فصل هایه آخره ها ریسک نکنید!نظر بدید!




طبقه بندی: I hate U but I love U،
[ دوشنبه 10 مرداد 1390 ] [ 11:57 ق.ظ ] [ Golnoosh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :