تبلیغات
Story With SS501




طبقه بندی: First Meet،
[ شنبه 8 مرداد 1390 ] [ 12:24 ق.ظ ] [ Kiana ] [ دستموزدمو بده بیاد! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.


Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501
سلام سلام!خوبید؟!
بچه ها بازم ببخشید که سه شنبه نتونستم بزارم شرمندهخوب دیگه خیلی نمی حرفم پس سریع برید ادامه(اگه خواستید)
بچه ها راستی خبر داشتید که dspهم باز گشت دابل اس رو تایید کرد؟!ولی نه 15 مرداد اواخر دسامبر درست حوالی تولد من وای چه بشه بازگشت این گروه افسانه ای!هر کی هم خواست برای احتیاط متن مصاحبه رو تو ادامه می زارم

دیدیم که جونگ مین مثل همیشه درو خوب نبسته داشتم می رفتم تو که یهو مونا دستمو گرفت وگفت:هی دری چیزی بزن برو تو همین جوری که نمی شه ممکنه

هیونگ:اه منحرف!اخه اون دوتا چی باهم دارن که بکنن اون جونگ مینی که من میشناسم تا الان کیانا رو فراری داده!

مونا:فرارم کرده باشه!بالاخره ممکنه جونگ مین داره یه کاری مکنه

هیونگ:با کی؟با خودش؟!(خخخخخخ) 

مونا:ایش منظورم لباس بود

هیونگ:منو جونگ مین که این حرفا نداریم تو می تونی بمونی بیرون تا ما بیام

مونا:ولی هیونگ!

هیونگ بدونه توجه به حرف مونا درو باز می کنه و می ره تو اتاق داشت دنبال ما می گشت که یهو جونگ مین نگاهش افتاد بهش:اه ایجاشی چند بار بهت بگم میای تو در بزن؟!و بعد از رو زمین بلند شد و یه چشم غره به هیونگ رفت

هیونگ یهو یه خنده ای کردوگفت:اااااا پس که اینطور مونا بیا تو که صحنه ی زیبایی رو از دست دادی!و مونا اومد تو و گفت:چی؟چی رو از دست دادم

جونگ مین:عجب رویی دارید شما دوتا حالا برای چی اومدید اینجا؟

مونا:از تو که بیشتر نداریم

هیونگ:بله!افتادی ینجا........

جونگ مین:یا خفه می شی یا ..

هیونگ:نمیشم افتادی اینجا داری

جونگ مین:وایسا تا بگیرمت وبعد از اتاق می رن بیرون

مونا:اینجا الان چه اتفاقی افتاده بود؟!

من:هیچی هیچی!(ای دروغ گو)

مونا:منم خر!

من:اونکه صد درصد

مونا:من که می دونم هرچی هست از این منحرفی شما دوتا اب مب خوره راستشو بگ چه می کردید؟(خواننده عزیز این واقعیت داره و مونا و بقیه هی هردقیقه این کلمه زشتو به من نسبت می دن!شما بگید! اخه من منحرف؟!)

من:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مونا:هیچی هیچی بیا بریم!

من:کجا؟من نمی یام!منو کجا می خوای ببری؟

مونا:نترس تازه جونگ مینم نمی زارن برگده

من:ایش پرو شدیا

مونا:از اونی عزیزم یاد گرفتم حالا راه بیوفت

رستوران:

مدیر من همیشه تو کارای خیر قدم می زاشتم حالا هم که واسه این دوتا عزیز قدم گذاشتم چه کسی از اینا بهتر؟

جونگ مین:مدییییییییر هیچ چیز اتفاق نیوفتاده مگه نه کیانا؟!

من:بله کاملا صحیح است

مدیر:اولا اینکه جونگ مین خان مدیر چیه از این دوست دخترت و قلاش یاد بگیر اقای مدیر!دویما شما ها گفتید ما هم باور کردیم مگه نه بچه ها؟!و بعد همه با خنده:کاملا صحیح است

جونگ مین:چیش به چه اجازه از ما تقلید می کنید؟بعدشم خوب حالا یه بوسه کوچولو که!

کیو:به همینمون کم بود

هیون:بعدشم دیدی این دفعه هم قدم خیر بوده

من:وای بر شماها خوبه که همین شماها به ما می گید منحرف بعد خودتون که وضعتون خراب تره

جونگ مین:ای گفتی!بعدشم شما ها مگه گشنتون نبود؟

سمیرا:اصلا این قدم خیرو دیدیم پاک یادمون رفت خوب حالا چی می خورید؟

روشان:خوب حالا بزار ببینیم غذای مخصوص امروز چی........

من:هه هه جونگ مین نگاه کن پیش غذای امشب سوپ هویجه

جونگ مین:واقعا ببینم به من که منو نرسید! به به پس همگی سوپ هویچ خواهیم خرد

گارسون:خب چی میل دارید؟

مدیر:هی بدبختی 12 تا از اون سوپای هویچ و.............

گارسون:چشم حتما فقط ببخشید شما ها دابل اس نیستید و این دوتا دخترا .....خیلی برام اشنان!

مدیر:واقعا؟!پس بهت یه فرصت می دم برو تا غذا رو بیاری فکر کن!

گارسون:اوکی پس می بینمتون

پارمیس:چیش همچین می گه انگاره

بعد سمیرا یه دونه می زنه پشتش:پارمیس!

چند دقیقه بعد:

گارسون با غذا ها اومد سمتون بعد از اینکه غذا ها رو چید گفت:خوب من فکر کردم دیدم که شما ها خود خود دابل اسید!ببخشید می شه به امضا به من بدید

اقای مدیر:برو پسر جون برو توهم زدیا دابل اس کجا بود این ایکبیریا کجا؟!(شررررمنده)دابل اس کجا؟

گارسون:مگه همیچین چیزی ممکنه بابا اینا خود دابل اس

مدیر:مگه من چی گفتم که به چیزا غیر ممکن شباهت داشت؟بعدشم برو بچه جون برو انقدر مزاحم نشو

گارسون:چشم ببخشید!

بعد از خوردن شام برای قدم زدن به ساحل رفتیم اونجا اقای مدیر راجب ویدیو کلیپی که قرار بود درست کنیم و سکانسا که فردا قرار بود درست فیلمبرداری بشه حبت کردو گفت که فردا از ساعت شیش باید بیدار شدید و بیان سر صحنه که گریم ایناتون مشخص بشه!و بعد اشاره ای به من کرد وگفت:بخصوص با توئم اگه هرکی یه ثانیه هم دیر کنه به دست من مرده!پس ساعتاتونو همین الان کوک کنید که فردا مجبور نشم یه قتل انجام بدم!

من:بابا اخه اقای مدیر مگه با زنگ ساعت ادم از خواب بیدار می شه؟

یونگ سنگ:پس ببخشید با چی شما بیدار می شید؟با ترکیدن بمب؟

من:اولا اینکه من باید کاملا با میل خودم بیدار بشم و دوما من توجه کردم که تو چرا هر موقع بحث خواب من پیش می یاد انقدر حساس می شه

یونگ سنگ:تو چه علاقه ای به گفتن اولا و دوما داری؟بعدشم برام جالبه که ببینم یکی تو مسئله خواب از من پرنس تره بعد رو به پسرا می کنه و می گه:ببینید یکی هم پیدا شد که از من پرنس تره بعد هی شما به من می گید سوسول؟

کیو:مجید جان کیانا که پرنس نمی سه پرنسس می شه بعدش این بچه فقط تویه مورد از تو پرنس تره 

من:بچه خودتی!

پارمیس:وای خوب حالا بس کنید پکیدیم از بس اینجا وایسادیم بریم دیگه

من:چیش اینا اینجا دارن اونیتو اذیت می کنن اونوقت تو به فکر پکیدن خودتی؟

روشان:خیلی خوب بابا اونی عزیز بیا بریم

بالاخره به اتاقمون رفتیم و خوابیدیم صبح روزبعد همه حاظر شده بودیم و رفته بودیم سر صحنه

مدیر:به می بینم همتون به موقع امدید بزارید ببینم!هیونگ جونگ مین کیو هیون یو........ پس یونگ سنگ کو؟

همه با تعجب:یونگ سنگ نیست؟!!!!!!!!(بله بله)

خوب این پارتم تمومید می دونم کم بود!ببخشید دیگه نظرهم فراموش نشه

خوب و حالا مصاحبه:

مجری:گروه های پسر و دخترتون در چه وضعی به سر میبرند؛ مخصوصا گروه معروف ss501

dsp: آنها قول داده اند که منحل نشوند ، گرچه هر کدومشون الان در یه شرکتی کار میکنند...

مجری : طرفدارانشون چطور ؟

dsp : آنها همچنان منتظر برگشتشانند...

مجری: آنها کی برمیگردند ؟

dsp : من با کیم هیون جونگ صحبت کردم و آنها در دسامبر بر میگردند....

مجری : امیدواریم که دیگر طرفداراشونو ناامید نکنند...

dsp :بله....


درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :