تبلیغات
Story With SS501

Story With SS501
به امید بازگشت دوباره SS501

سلاااااااااااااااااام دوستای خوبم خوفید؟الهی شکر!!!خب من پارت 12داستانمو براتون آوردم امیدوارم لذت ببرین!!

نظرات از 50 تا کمتر باشه من دیگه نمام گفته باشم!!شوخی هم نمیکنم!!!!!!!


بچه ها هرکس فیس بوک کیو و یونگی و هیونگ رو داره تو نظر خصوصی برام بذاره خیلی بهش احتیاج دارم!!

آپلود سنتر عکس رایگان

بچه ها چت باکس اون پایین سمت چپ صفحه هست!!!!

پسرا هم با تعجب و نگرانی این صحنه رو تماشا میکردن که یکدفعه در دوباره کوبیده شد.جونگ مین درحالیکه کمرشو ماساژ میداد بطرف در رفتو گفت:این دیگه کیه!!

تا درو باز کرد ته مین با شتاب اومد تو!!

 و مستقیم رفت طرف آرتیمس!!آرتیمس آترا رو از بغلش بیرون آوردو گفت:تو خبرش کردی؟

آترا:آ..آره

آرتیمس درحالیکه صورتش از اشک خیس بود اخمی کردو گفت:برای چی بهش گفتی بیاد؟

همون موقع ته مین بطرفش اومد و با نگرانی گفت:حالت خوبه؟بهتری؟

آرتیمس:آره خوبم.برای چی این همه راه اومدی؟

بعد حالت صورتش تغییر کردو با نگرانی گفت:به پدر که نگفتی؟اگه دوباره طوریش بشه نمیتونم تحمل کنم!

ته مین:نه نگفتم یه بهونه آوردمو اومدم بیرون!!

بعد آروم بغلش کردو گفت:نصف جونم کردی از این به بعد بیشتر مواظب خودت باش!!

آتریمس: باشه !ممنون که اومدی.

جونگی چندتا سرفه الکی کردو گفت:ببخشید ما هم آدمیما!!!

با این حرف جونگمین همه نگاه ها رفت به سمتش.

جونگی:غلط کردم!فقط تروخدا اینجوری نگام نکنید!

با این حرفش همه خندیدن

آترا بلند شدو گفت:خیلی بیمزه ای!

جونگی:ممنون از تعریفت!!

آترا:یه موقع از رو نریا!!

جونگی:خیالت تخت نمیرم!

آترا:جدا که خیلی پرروئی!

ته مین:بسه آترا!مگه شما بچه اید با هم کل کل میکنید؟نمی بینی حال آرتیمس خوب نیست؟

آرتیمس به زحمت از جاش بلند شدو گفت:من حالم خوبه.آترا تو هم بس کن!بریم؟

ته مین:کجا میخواستی بری؟؟!

آرتیمس:میخواستم با پسرا بریم خونمون شام بخوریم تو هم میای اوپا؟

ته مین از جاش بلند شدو گفت:نه تو شرکت کار دارم حالا که حالت خوبه منم برمیگردم شرکت!

آرتیمس:باشه هر جور راحتی!ولی شب زود بیا خونه.زیادم خودتو خسته نکن.

ته مین:باشه خانم غرغرو!!

بعدم رفت جلو و گونه ته مین رو بوسید.

آرتیمس:ممنون که اومدی!

ته مین:خواهش میشه!!

ته مین نگاهی به ساعتش انداختو گفت:خب من دیگه میرم.

با همه خداحافظی کردو رفت.

آرتیمس که حالش کاملا خوب شده بود گفت:خب بریم؟

هیون:تو مطمئنی حالت خوبه؟

آرتیمس:آره من کاملا حالم خوبه.نگران من نباشید.

کیفشو برداشت و رو به آترا گفت:بیا بریم!

تا دم در رفت.بعد یه دفعه برگشتو گفت:نمیخواید بیاید؟

هیون:چرا الان میایم

و با پسرا به سمت در رفتن .وفتی میخواست سوار ماشین بشه گفت:نمیخواد ماشین بردارید ماشین منو

آترا هست.آترا...تو جونگمین سونبه و  کیو سونبه و یونگ سنگ سونبه و بیار منم هیون جونگ و هیونگ جون سونبه رو میارم.

سوار ماشین شدو کیفشو گذاشت صندلی عقب.شیشه رو پایی کشیدو گفت:نمیخواین سوار شین؟

هیونگ:چرا الان.

اینو گفت و همراه هیون سوار شدن.هیون جلو نشست و هیونگ عقب.آرتیمس کمربندشو بست و هیون به تبعیت از اون همین کارو کرد.ماشینو روشن کرد و راه افتاد.وقتی دید هر دوتاشون خیلی ساکتن ضبطو روشن کردو صداشو زیاد کرد.اینقدر به ضبط ور رفت تا تونست آهنگ دلخواهشو پیدا کنه بالاخره بعد کلی ور رفتن این آهنگو گذاشت(این آهنگ مثل خودت از کامران هومنه)

Download

این آهنگ اونقدر به وجد میاوردش که باعث شد پاشو بذاره رو گاز و شروع کنه به ویراژ دادن!!با سرعت از بین ماشینا رد میشدو با دستش روی فرمون میزد.نگاهی تو آینه کردو خندش گرفت.چون رنگ هیونگ مثل گچ سفید شده بود.لبخندی میزنه و به هیون میگه:هیونگ سونبه حالش شده مثل شما وقتی که اولین بار تو ماشینم نشستید

هیون:مثل من؟مگه من چم شده بود؟

آرتیمس:سونبه خیلی خوب خودتو به اون راه میزنی!!اما من یکیو نمیتونی گول بزنی!

اینو گفت و صدای ضبطو زیاد کرد.

فلش بک ماشین آترا

آترا نشست تو ماشینو با خودش گفت:اُه دوباره باید این پسره جلف  رو تحمل کنم.مگه اینکه آرتیمس  رو نبینم.منو گرفتار این جونور کرد.

جونگمین میخواست جلو بشینه که  یونگ سنگ نذاشت.

جونگمین:اِ....چرا اینجوری میکنی من میخوام جلو بشینم.

یونگ:نمیخواد جلو بشینی دوباره میخواین بزنین تو سرو کله هم من حوصله جرو بحثای شما رو ندارم.

جونگمین:کی خواست ببا این حرف بزنه مگه کیه؟

آترا که شنیده بود گفت:نه اینکه من دلم میخواد باهات حرف بزنم؟!یونگ سنگ سونبه لطفا شما بشینید جلو

یونگی جونگ رو کنار زد و سوار شد.جونگمین هم که از عصبانیت قرمز شده بود یه نفس عمیق کشید و سوار شد و کنار کیو نشست.

آترا ماشینو روشن کردو گفت:سونبه لطفا کمربندتو ببند

یونگی کمربندشو بست و آترا هم همینطور!ماشین رو روشن کردو راه افتاد.داشت رانندگی میکرد که گوشیش زنگ خورد.هندز فری رو گذاشت تو گوشش و جواب داد.

-بله بفرمایید...

اما بعد شروع کرد انگلیسی حرف زدن.

-بله  خودم هستم شما؟؟

..........................................

-شما آرتیمس رو از کجا میشناسید؟

...........................................

-من تمام دوستای خواهرمو میشناسم شما کدوم دوستش هستید.

................................

بعد با عصبانیت گفت:آقا لطفا اسمتونو بگید وگرنه گوشیو قطع میکنم...

..............................................................

-چ..چی گفتی؟کریس آنجل؟(ببخشید فامیلیشو که گفته بودم یادم نبود!!)

 

خب انگار باز گذاشتمتون تو خماری!!نظرات باید 50 تا بشه تا پارت بعد رو بذارم.منکه بیکار نیستم هی بیام داستان بذارم کمتر از 50 تا بود قید داستانو باید بزنید!!!




طبقه بندی: Fiery Love،
[ پنجشنبه 6 مرداد 1390 ] [ 11:21 ق.ظ ] [ Yeganeh_Admin ] [ 50 تا نظررررر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

سلام.من یگانه هستم و 16 سالمه.میخوام تو این سایت براتون داستان بذارم.امیدوارم از بودن در اینجا لذت ببرید.فایتینگ!!
نظر سنجی
به نظر شما آلبوم کدوم یکی از اعضای دابل اس بهتر و موفق تر بود؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :